فهرست مطالب
Toggleمقدمه
تصور کنید مشتری چند دقیقه پیش از یک فروشگاه، شعبه بانک، مرکز خدمات یا نمایشگاه خارج شده است. هنوز جزئیات تجربهای که داشته در ذهن او تازه است؛ مسیر حرکت، مدت حضور، میزان رضایت، نقاط اصطکاک و حتی تصمیمی که در محل گرفته هنوز تحت تأثیر فراموشی یا بازسازی ذهنی قرار نگرفتهاند. اگر یک پژوهشگر بتواند دقیقاً در همین لحظه با او ارتباط برقرار کند، چه نوع دادهای به دست خواهد آورد؟
این دقیقاً یکی از مهمترین ظرفیتهایی است که «ژئوفنسینگ» یا Geofencing برای تحقیقات بازاریابی ایجاد میکند.
ژئوفنسینگ در سادهترین تعریف به ایجاد یک مرز یا حصار مجازی پیرامون یک موقعیت جغرافیایی واقعی گفته میشود. یک اپلیکیشن دارای قابلیت تشخیص موقعیت میتواند ورود یا خروج دستگاه کاربر از این محدوده را تشخیص دهد. این محدوده ممکن است به اندازه یک کافیشاپ کوچک یا به وسعت یک بلوک شهری باشد.
اما اهمیت ژئوفنسینگ برای متخصص تحقیقات بازار فقط در تشخیص موقعیت مشتری خلاصه نمیشود. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که «مکان»، «زمان» و «رفتار واقعی» در کنار دادههای اظهاری مشتری قرار بگیرند.
در چنین شرایطی، محقق دیگر فقط از مشتری نمیپرسد «آخرین بار چه زمانی به فروشگاه ما مراجعه کردید؟»؛ بلکه میتواند بداند فرد چه زمانی وارد یک محدوده شده، چند بار مراجعه کرده، چه مدت در آنجا مانده و سپس در زمان مناسب از او درباره تجربه واقعیاش سؤال کند. کتاب Essentials of Marketing Research نیز ژئوفنسینگ را یکی از فناوریهای جدیدی معرفی میکند که میتواند رفتار خرید، زمان مراجعه، تعداد دفعات مراجعه و مدت حضور مشتری را در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
همین تغییر کوچک، مرز میان «آنچه مشتری به خاطر میآورد» و «آنچه واقعاً اتفاق افتاده است» را برای تحقیقات بازاریابی بسیار مهم میکند.
ژئوفنسینگ چیست و چگونه کار میکند؟
Geofence را میتوان یک مرز دیجیتال نامرئی روی یک فضای واقعی دانست. پژوهشگر یا سازمان ابتدا یک محدوده جغرافیایی مشخص را تعریف میکند. این محدوده میتواند پیرامون فروشگاه، مرکز خرید، شعبه، نمایشگاه، مرکز خدمات یا هر نقطه فیزیکی مرتبط با مسئله پژوهش قرار گیرد.
هنگامی که تلفن همراه یا دستگاه مجهز به قابلیت موقعیتیابی وارد این محدوده یا از آن خارج میشود، یک Trigger یا محرک ایجاد میشود. این محرک میتواند برای ثبت یک رویداد، فعالسازی یک پیام، نمایش یک پرسشنامه یا اجرای فرآیند دیگری مورد استفاده قرار گیرد.
در ادبیات تحقیقات بازاریابی، نکته مهم این است که ژئوفنسینگ را صرفاً بهعنوان ابزاری برای تبلیغات مبتنی بر مکان در نظر نگیریم. ژئوفنسینگ میتواند بخشی از معماری جمعآوری داده باشد؛ یعنی فناوریای که زمان و موقعیت مناسب برای مشاهده یا پرسش از مشتری را تعیین میکند.
کتاب Essentials of Marketing Research تأکید میکند که اپلیکیشنهای مبتنی بر موقعیت میتوانند ورود و خروج کاربران از محدودههای مجازی را تشخیص دهند و این محدودهها نیز الزاماً بزرگ نیستند؛ حتی یک واحد خردهفروشی میتواند بهعنوان یک Geofence تعریف شود.
از این منظر، ژئوفنسینگ را باید نه یک «روش تحقیق مستقل»، بلکه یک فناوری توانمندساز برای Sampling، Observation و Data Collection دانست.
تفاوت ژئوفنسینگ در بازاریابی با ژئوفنسینگ در تحقیقات بازاریابی چیست؟
یکی از دلایل ابهام درباره Geofencing این است که بیشتر کاربران ابتدا با مفهوم «Geofencing Marketing» یا بازاریابی ژئوفنسینگ مواجه میشوند.
در بازاریابی ژئوفنسینگ، موقعیت جغرافیایی معمولاً برای ایجاد یک واکنش بازاریابی استفاده میشود. برای مثال، حضور مشتری در یک محدوده میتواند باعث فعالشدن یک پیشنهاد، مزیت یا تعامل متناسب با موقعیت او شود.
اما در تحقیقات بازاریابی، هدف اصلی متفاوت است.
پرسش اصلی دیگر این نیست که «چگونه مشتری را به خرید ترغیب کنیم؟» بلکه این است که «حضور مشتری در این مکان چه چیزی درباره رفتار، تجربه و تصمیم او به ما میگوید؟»
این تفاوت ظریف اما اساسی است.
در بازاریابی، Location Data میتواند محرک یک اقدام تجاری باشد؛ در تحقیقات بازاریابی، همان Location Data میتواند به یک متغیر پژوهشی تبدیل شود.
برای مثال، تعداد دفعات ورود مشتری به یک فروشگاه، مدت حضور او و زمان مراجعه میتوانند در کنار پاسخهای او به پرسشنامه قرار بگیرند. در نتیجه، پژوهشگر میتواند میان داده رفتاری و داده اظهاری ارتباط برقرار کند.
چرا ژئوفنسینگ برای تحقیقات بازاریابی اهمیت دارد؟
یکی از مشکلات همیشگی تحقیقات بازار، فاصله زمانی میان «تجربه» و «اندازهگیری تجربه» است.
فرض کنید از مشتری پرسیده میشود:
«در آخرین مراجعه به شعبه، زمان انتظار شما چقدر بود؟»
اگر این سؤال سه هفته پس از مراجعه پرسیده شود، پاسخ مشتری الزاماً بازتاب کاملاً دقیقی از رویداد واقعی نیست. حافظه انسان میتواند جزئیات تجربه را حذف، سادهسازی یا بازسازی کند.
ژئوفنسینگ امکان اجرای تحقیق در لحظه یا نزدیک به لحظه تجربه را فراهم میکند.
در منبع اصلی این مقاله نیز یکی از جذابترین کاربردهای Geofencing، جمعآوری In-the-moment Feedback معرفی شده است. پژوهشهای اولیهای که در کتاب به آنها اشاره شده نشان میدادند وقتی پرسشنامه بلافاصله پس از تجربه برای مصرفکننده ارائه شود، گزارش تجربه میتواند دقیقتر از حالتی باشد که همان سؤال با فاصله زمانی پرسیده شود.
در تحقیقات تجربه مشتری، این قابلیت ارزش زیادی دارد؛ زیرا زمان ارسال پرسشنامه خود بخشی از کیفیت داده است.
ژئوفنسینگ چه دادههایی درباره رفتار مشتری جمعآوری میکند؟
ارزش ژئوفنسینگ فقط به دانستن موقعیت مشتری محدود نمیشود. بسته به طراحی تحقیق، مجموعهای از متغیرهای رفتاری میتوانند مورد بررسی قرار گیرند.
یکی از این متغیرها زمان مراجعه است. آیا مشتری بیشتر صبح مراجعه میکند یا عصر؟ آیا الگوی مراجعه در روزهای مختلف تغییر میکند؟
متغیر دیگر Frequency یا تعداد دفعات مراجعه است. فردی که در یک ماه پنج مرتبه وارد یک فروشگاه شده از نظر رفتار با فردی که فقط یک مرتبه در همان محل حضور داشته یکسان نیست.
متغیر مهم بعدی Duration یا مدت حضور است. در کتاب برای این متغیر از مفهوم Loitering Time استفاده شده است؛ یعنی مدت زمانی که فرد در محل باقی مانده است.
همچنین در برخی طراحیهای پژوهشی، داده مربوط به رفتار خرید میتواند با این اطلاعات ترکیب شود.
این دادهها بهتنهایی پاسخ تمام سؤالات پژوهشگر را نمیدهند. برای مثال، مدت حضور طولانیتر الزاماً نشانه تجربه بهتر نیست. مشتری ممکن است مدت زیادی در فروشگاه مانده باشد زیرا به محصولات علاقهمند بوده است؛ یا برعکس، ممکن است به دلیل صف، سردرگمی یا مشکل در دریافت خدمت مجبور شده باشد زمان بیشتری منتظر بماند.
به همین دلیل، قدرت واقعی ژئوفنسینگ زمانی ظاهر میشود که داده رفتاری با پرسشنامه، داده تراکنش، اطلاعات مشتری یا سایر روشهای تحقیقات بازاریابی ترکیب شود.
از «کجا بود؟» تا «چرا این رفتار را انجام داد؟»
این تمایز برای مدیران و کارشناسان تحقیقات بازار بسیار مهم است.
داده مکانی میتواند نشان دهد مشتری کجا بوده، چه زمانی مراجعه کرده یا چه مدت حضور داشته است؛ اما لزوماً علت رفتار او را مشخص نمیکند.
به همین دلیل نباید Geofencing را با «شناخت کامل مشتری» اشتباه گرفت.
فرض کنید دادهها نشان میدهند گروهی از مشتریان تنها چند دقیقه پس از ورود به فروشگاه از آن خارج میشوند. ژئوفنسینگ میتواند وجود این الگوی رفتاری را آشکار کند، اما هنوز نمیدانیم دلیل آن چیست.
- آیا محصول موردنظر موجود نبوده است؟
- آیا قیمت بالا بوده؟
- آیا صف طولانی بوده؟
- آیا مشتری فقط برای مقایسه قیمت وارد شده است؟
- آیا چیدمان فروشگاه باعث شده محصول موردنظر خود را پیدا نکند؟
اینجاست که پرسشنامه، مصاحبه، داده فروش یا سایر روشهای تحقیق وارد تحلیل میشوند.
تحقیقات بازاریابی یک فرآیند سیستماتیک شامل طراحی روش جمعآوری اطلاعات، مدیریت جمعآوری داده، تحلیل و تفسیر یافتهها و انتقال نتایج به تصمیمگیرندگان است. بنابراین فناوری بهخودیخود جای طراحی پژوهش را نمیگیرد.
کاربرد ژئوفنسینگ در تحقیقات رفتار خریدار
یکی از حوزههایی که ژئوفنسینگ میتواند ارزش بالایی ایجاد کند Shopper Research است.
تحقیقات خریدار تلاش میکند کل فرآیندی را که مصرفکننده در مسیر تصمیم خرید طی میکند بررسی کند؛ از مراحل پیش از حضور در فروشگاه گرفته تا رفتار داخل فروشگاه و نقطه خرید.
در کتاب Essentials of Marketing Research نیز Shopper Marketing بهعنوان حوزهای معرفی میشود که تلاش دارد فرآیند تصمیمگیری مشتری از Pre-store تا In-store و Point-of-purchase را درک کند.
ژئوفنسینگ میتواند یک لایه زمانی و مکانی به این نوع تحقیقات اضافه کند.
برای مثال، میتوان بررسی کرد مشتریانی که از یک محدوده تجاری عبور میکنند چه نسبتی وارد فروشگاه میشوند، چه مدت حضور دارند، آیا مراجعه آنها تکرار میشود و تجربه آنها پس از خروج چگونه ارزیابی میشود.
مهمتر از همه، دادههای رفتاری میتوانند در کنار دادههای شناختی و نگرشی قرار گیرند.
در نتیجه، تحلیل فقط به «رضایت اعلامشده مشتری» محدود نمیشود؛ بلکه میتوان بررسی کرد آیا رضایت اعلامشده با رفتار واقعی او نیز سازگار است یا خیر.
نظرسنجی ژئوفنسینگ؛ پرسیدن سؤال در نزدیکترین زمان به تجربه
Geofencing Survey یکی از کاربردهای مهم این فناوری در تحقیقات بازار است.
منطق آن ساده است: به جای اینکه پاسخدهنده را بدون توجه به زمان و موقعیت تجربه انتخاب کنیم، یک رویداد مکانی میتواند نقطه شروع دعوت به تحقیق باشد.
برای نمونه، خروج مشتری از یک فروشگاه میتواند زمان مناسبی برای پرسیدن درباره تجربه خرید باشد. خروج از مرکز خدمات میتواند زمان مناسبی برای ارزیابی فرآیند دریافت خدمت باشد.
مزیت اصلی این طراحی، Context است.
پاسخدهنده در حال پاسخدادن درباره تجربهای است که بهتازگی اتفاق افتاده است، نه تجربهای دور که باید جزئیات آن را از حافظه بازیابی کند.
همین ویژگی باعث میشود Geofencing برای برخی مطالعات Customer Experience، Retail Research و تحقیقات مبتنی بر رفتار گزینه قابل توجهی باشد.
منبع اصلی این مقاله نیز ارزش «In-context Feedback» را یکی از دلایل مهم توسعه استفاده از ژئوفنسینگ در تحقیقات بازاریابی میداند.
ترکیب رفتار آنلاین و آفلاین؛ یکی از مهمترین ظرفیتهای ژئوفنسینگ
یکی از نکات قابل توجه در بحث ژئوفنسینگ، امکان اتصال بخشی از رفتار آنلاین به رفتار فیزیکی مشتری است.
در محیط آنلاین، کسبوکارها معمولاً اطلاعات زیادی درباره رفتار کاربران دارند: زمان ورود، صفحات مشاهدهشده، مدت حضور، محصول مشاهدهشده و خرید نهایی.
در فضای فیزیکی دستیابی به چنین تصویری دشوارتر است.
کتاب اشاره میکند که یکی از ظرفیتهای ژئوفنسینگ برای پژوهشگران، تطبیق رفتار مرور آنلاین با اطلاعات مربوط به رفتار داخل فروشگاه است.
این موضوع از منظر تحقیقات بازاریابی اهمیت زیادی دارد، زیرا نقشه سفر مشتری معمولاً فقط آنلاین یا فقط آفلاین نیست.
ممکن است فرد ابتدا محصولی را در وبسایت بررسی کند، چند روز بعد وارد فروشگاه شود، سپس بدون خرید خارج شود و در نهایت خرید را از کانال دیگری تکمیل کند.
اگر دادههای مختلف بدون طراحی روششناختی مناسب در سیلوهای جداگانه قرار گیرند، پژوهشگر فقط قطعاتی از این مسیر را مشاهده میکند.
ژئوفنسینگ میتواند یکی از ابزارهایی باشد که به اتصال این قطعات کمک میکند؛ البته مشروط بر آنکه رضایت و حریم خصوصی پاسخدهنده در طراحی تحقیق رعایت شود.
آیا ژئوفنسینگ میتواند مشارکت در تحقیقات بازار را افزایش دهد؟
یکی دیگر از چالشهای صنعت تحقیقات بازار، کاهش تمایل برخی گروههای مخاطب به شرکت در پرسشنامههای سنتی است.
منبع اصلی مقاله مطرح میکند که ژئوفنسینگ میتواند برای جمعآوری داده از مشتریان جوانتر مفید باشد؛ گروهی که ممکن است مشارکت کمتری در برخی روشهای سنتی نظرسنجی داشته باشند. در عین حال، استفاده از این قابلیت وابسته به موافقت کاربران برای فعالبودن اپلیکیشنهای مبتنی بر مکان است.
این نکته بسیار مهم است.
ژئوفنسینگ مشکل Sampling را جادویی حل نمیکند.
افرادی که Location Permission ندارند، اپلیکیشن موردنظر را نصب نکردهاند یا اجازه مشارکت در تحقیق را نمیدهند، ممکن است وارد نمونه نشوند. بنابراین پژوهشگر باید بررسی کند آیا نمونه حاصل از این روش واقعاً نماینده جامعه هدف است یا خیر.
در تحقیقات بازاریابی، جذاببودن فناوری نباید باعث نادیدهگرفتن Sampling Bias، Coverage Error و سایر خطاهای پژوهش شود.
چگونه یک تحقیق بازار مبتنی بر ژئوفنسینگ طراحی کنیم؟
شروع یک مطالعه ژئوفنسینگ نباید از انتخاب فناوری باشد؛ باید از Research Question آغاز شود.
ابتدا باید مشخص شود مسئله مدیریتی چیست. آیا سازمان میخواهد تجربه مشتری پس از مراجعه را اندازهگیری کند؟ نرخ بازگشت را بفهمد؟ الگوی حضور مشتری را تحلیل کند؟ رفتار گروههای مختلف مشتری را مقایسه کند؟ یا رابطه میان رفتار آنلاین و مراجعه فیزیکی را بررسی کند؟
پس از آن، محدوده جغرافیایی باید بر اساس مسئله تحقیق تعریف شود.
مرحله بعد تعیین Event است. آیا ورود به محدوده اهمیت دارد یا خروج از آن؟ آیا مدت حضور نیز باید در نظر گرفته شود؟ آیا هر مراجعه ثبت میشود یا فقط برخی مراجعات؟
سپس باید Sampling Logic طراحی شود.
ارسال پرسشنامه به تمام افراد لزوماً بهترین روش نیست. تکرار بیش از حد دعوت به تحقیق میتواند تجربه مشتری را مختل کند و کیفیت مشارکت را کاهش دهد.
مرحله بعد طراحی پرسشنامه است. اگر هدف اصلی استفاده از مزیت In-the-moment Feedback باشد، پرسشنامه باید متناسب با شرایط پاسخدهنده کوتاه، مشخص و کاملاً مرتبط با تجربه اخیر باشد.
در نهایت، داده مکانی باید همراه با سایر دادهها تحلیل شود؛ نه اینکه بهتنهایی به نتیجه مدیریتی تبدیل شود.
ژئوفنسینگ و تجربه مشتری؛ اندازهگیری در «لحظه حقیقت»
در بسیاری از پروژههای Customer Experience فاصله میان تجربه و اندازهگیری یکی از نقاط ضعف طراحی است.
ژئوفنسینگ میتواند این فاصله را کاهش دهد.
برای مثال، در یک مرکز خدمات، خروج مشتری از محل میتواند Event مناسبی برای آغاز یک Measurement باشد. در این حالت، سؤالهایی درباره زمان انتظار، کیفیت تعامل کارکنان، سهولت فرآیند یا رضایت کلی در زمانی مطرح میشوند که تجربه هنوز در ذهن پاسخدهنده تازه است.
اما طراحی حرفهای باید یک مرحله جلوتر برود.
اگر اطلاعات زمانی مراجعه، مدت حضور و پاسخ پرسشنامه کنار هم قرار گیرند، پژوهشگر میتواند به جای تحلیل تکبعدی رضایت، رابطه میان رفتار و تجربه را بررسی کند.
- برای مثال، آیا افزایش مدت حضور با کاهش رضایت همراه است؟
- آیا مشتریان تکراری تجربه متفاوتی نسبت به مشتریان بار اول دارند؟
- آیا زمان مراجعه با ارزیابی مشتری از کیفیت خدمت ارتباط دارد؟
ژئوفنسینگ در اینجا سؤال پژوهش را پاسخ نمیدهد؛ بلکه Dataset غنیتری برای پاسخدادن به آن ایجاد میکند.
کیس کوتاه: Starbucks و استفاده از Geofencing
کتاب Essentials of Marketing Research برای توضیح ظرفیت Geofencing به Starbucks اشاره میکند.
در این نمونه، حصارهای مجازی برای ایجاد مزایای مرتبط با حضور مشتری در فروشگاه، از جمله سادهترشدن فرآیند پرداخت و ارائه پیشنهادهای محلی داخل فروشگاه مورد استفاده قرار گرفتهاند. کتاب همچنین به امکان شخصیسازی پیشنهادها بر اساس خریدهای قبلی یا اطلاعات موجود در پروفایل مشتری اشاره میکند.
اما از زاویه تحقیقات بازاریابی، بخش جذاب ماجرا سؤال دیگری است: وقتی موقعیت، سابقه رفتار مشتری و تعامل او در نقطه فروش کنار یکدیگر قرار میگیرند، چه نوع شناختی از Journey و رفتار واقعی مشتری میتوان ایجاد کرد؟
پاسخ کامل به این سؤال نیازمند بررسی مستقل Case Study، معماری داده، نقاط تماس و کاربردهای پژوهشی این مدل است و بهتر است بهعنوان یک مطالعه موردی جداگانه بررسی شود.
مزایای ژئوفنسینگ در تحقیقات بازاریابی
مهمترین مزیت ژئوفنسینگ، Contextual Data Collection است؛ یعنی جمعآوری داده در زمینه واقعی رفتار مشتری.
مزیت دوم کاهش فاصله زمانی بین تجربه و پاسخ است.
مزیت سوم امکان ترکیب Behavioral Data با Survey Data است.
مزیت چهارم دستیابی به شاخصهایی مانند Frequency، Time of Visit و Duration است که در پرسشنامههای سنتی معمولاً باید بر حافظه پاسخدهنده تکیه کنند.
مزیت دیگر، امکان اتصال برخی رفتارهای آنلاین و آفلاین است.
اما هیچکدام از این مزایا به معنی برتری مطلق ژئوفنسینگ بر سایر روشهای تحقیقات بازار نیست.
هر روش بخشی از واقعیت را اندازهگیری میکند و انتخاب روش باید تابع Research Question باشد.
محدودیتهای ژئوفنسینگ در تحقیقات بازار
اولین محدودیت، دسترسی به جامعه هدف است. برای جمعآوری داده، کاربر باید امکان استفاده از سرویس مبتنی بر موقعیت را فراهم کرده باشد.
دومین محدودیت به تفسیر رفتار مربوط میشود. حضور فیزیکی در یک محدوده لزوماً به معنی خرید، رضایت یا علاقه نیست.
سومین محدودیت، مسئله Representativeness نمونه است. کاربران یک اپلیکیشن مشخص ممکن است از نظر سن، سبک زندگی، رفتار دیجیتال یا ویژگیهای دیگر با کل بازار تفاوت داشته باشند.
چهارمین مسئله، کیفیت طراحی تحقیق است. فناوری پیشرفته نمیتواند سؤال پژوهشی ضعیف، پرسشنامه نامناسب یا تحلیل اشتباه را جبران کند.
کتاب نیز تأکید میکند که با وجود توسعه ابزارهای جدید، مفاهیمی مانند Sampling، Reliability، Validity، Hypothesis Testing و Data Analysis همچنان برای ارزیابی ارزش روشهای جدید جمعآوری داده ضروری هستند. همچنین استفاده از روشهای Hybrid برای جبران نقاط ضعف یک روش واحد اهمیت فزایندهای دارد.
ژئوفنسینگ و حریم خصوصی؛ مهمترین چالش تحقیقات مبتنی بر مکان
شاید حساسترین بخش استفاده از Geofencing، مسئله حریم خصوصی باشد.
داده مکانی میتواند بسیار شخصی باشد. اگر یک سیستم بتواند الگوی ورود، خروج، توقف و حرکت افراد را ثبت کند، پژوهشگر باید دقیقاً بداند چه دادهای جمعآوری میشود، چرا جمعآوری میشود و چگونه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
کتاب در بحث فناوریهای جدید تحقیقات بازاریابی، GPS و Geofencing را در کنار ابزارهایی قرار میدهد که پرسشهای جدی درباره Consumer Privacy ایجاد میکنند.
اصل مهم در اینجا Consent است.
در مباحث اخلاق تحقیقات بازاریابی نیز عدم دریافت موافقت پاسخدهنده پیش از ردیابی رفتار غیرعمومی و نقض حریم خصوصی از جمله رفتارهای مسئلهدار معرفی شده است.
به بیان ساده، قدرت فناوری نباید معادل مجوز استفاده نامحدود از داده تلقی شود.
از منظر حرفهای، اعتماد پاسخدهنده خود بخشی از کیفیت تحقیق است. اگر مشتری احساس کند رفتار او بدون شفافیت کافی ردیابی میشود، مسئله فقط حقوقی یا اخلاقی نیست؛ اعتبار رابطه پژوهشی و حتی کیفیت داده نیز آسیب میبیند.
آیا ژئوفنسینگ جایگزین نظرسنجی سنتی میشود؟
خیر.
این شاید مهمترین سوءبرداشت درباره فناوریهای جدید تحقیقات بازار باشد.
Geofencing میتواند زمان، مکان و شرایط مناسب برای جمعآوری داده را بهبود دهد؛ اما همچنان برای فهم نگرش، انگیزه، ادراک، ترجیح، رضایت و علت رفتار به روشهای پژوهشی مناسب نیاز داریم.
حتی بهترین Location Data نیز نمیتواند بهتنهایی توضیح دهد «چرا» مشتری تصمیم خاصی گرفته است.
از سوی دیگر، پرسشنامه سنتی نیز همیشه نمیتواند رفتار واقعی مشتری را با دقت اندازهگیری کند.
بنابراین آینده منطقیتر، ترکیب دادهها و روشهاست.
کتاب نیز به افزایش استفاده از Hybrid Research Techniques اشاره میکند؛ رویکردی که در آن چند روش تحقیق برای جبران ضعفهای یکدیگر به کار گرفته میشوند.
در چنین مدلی، ژئوفنسینگ میتواند لایه رفتاری و Contextual را فراهم کند، پرسشنامه نگرش و تجربه را اندازهگیری کند، داده تراکنش رفتار خرید را نشان دهد و تحلیل آماری روابط میان این متغیرها را آشکار سازد.
ژئوفنسینگ چه تغییری در آینده تحقیقات بازاریابی ایجاد میکند؟
اهمیت ژئوفنسینگ را نباید فقط در فناوری جستوجو کرد.
تغییر اصلی در «زمان و زمینه جمعآوری اطلاعات» است.
تحقیقات بازاریابی برای سالها به این وابسته بوده است که از مشتری بخواهد رفتار گذشته خود را به یاد بیاورد و درباره آن گزارش دهد. فناوریهای مبتنی بر مکان بخشی از این وابستگی را کاهش میدهند و امکان مطالعه رفتار مشتری را در Context واقعی فراهم میکنند.
کتاب نیز رشد فناوریهای دیجیتال، موبایل، GPS، Big Data و Geofencing را بخشی از پیچیدهترشدن چشمانداز تحقیقات بازاریابی معرفی میکند؛ چشماندازی که هم فرصتهای جدید ایجاد میکند و هم انتخاب روش مناسب و مسائل مربوط به حریم خصوصی را دشوارتر میسازد.
بنابراین متخصص تحقیقات بازار آینده فقط نباید بداند چگونه یک پرسشنامه طراحی کند. او باید بتواند تشخیص دهد کدام رفتار را باید مشاهده کند، چه دادهای را باید از مشتری بپرسد، چه دادهای را میتوان از رفتار واقعی استخراج کرد و چگونه این منابع مختلف را بدون قربانیکردن اعتبار پژوهش و حریم خصوصی به یکدیگر متصل کرد.
جمعبندی؛ ژئوفنسینگ در تحقیقات بازاریابی واقعاً چه ارزشی دارد؟
اگر بخواهیم تمام بحث را در یک سؤال خلاصه کنیم، باید بپرسیم:
ژئوفنسینگ چه چیزی به تحقیقات بازاریابی اضافه میکند که قبلاً دستیابی به آن دشوار بود؟
پاسخ، «زمینه واقعی رفتار» است.
ژئوفنسینگ به پژوهشگر کمک میکند بفهمد مشتری کجا حضور داشته، چه زمانی مراجعه کرده، چند مرتبه بازگشته و چه مدت در آن محیط مانده است. مهمتر از آن، میتواند نقطه مناسبی برای دریافت بازخورد مشتری درست در نزدیکی زمان تجربه ایجاد کند.
اما ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که این اطلاعات با روشهای دیگر تحقیقات بازار ترکیب شوند.
داده مکانی بدون Research Design فقط یک سیگنال است.
پاسخ پرسشنامه بدون Context نیز فقط بخشی از واقعیت است.
ترکیب این دو میتواند فاصله میان «رفتار واقعی مشتری» و «آنچه مشتری درباره رفتار و تجربه خود میگوید» را کمتر کند.
بنابراین ژئوفنسینگ را نباید صرفاً یک ابزار بازاریابی مکانمحور یا فناوری ارسال پیشنهاد در نزدیکی فروشگاه دانست. برای متخصص تحقیقات بازاریابی، Geofencing میتواند یک زیرساخت جدید برای مطالعه Customer Journey، Shopper Behavior، Customer Experience و In-the-moment Feedback باشد.
و شاید سؤال مهم آینده تحقیقات بازار دیگر فقط این نباشد که «مشتری چه گفت؟»
بلکه این باشد:
«مشتری کجا بود، چه رفتاری انجام داد و دقیقاً در همان لحظه چه تجربهای داشت؟»
سوالات متداول درباره ژئوفنسینگ
ژئوفنسینگ چیست؟
ژئوفنسینگ یا Geofencing فناوری ایجاد یک مرز مجازی پیرامون یک موقعیت جغرافیایی واقعی است. اپلیکیشنهای مجهز به قابلیت تشخیص موقعیت میتوانند ورود یا خروج دستگاه کاربر از این محدوده را تشخیص دهند و بر اساس آن یک رویداد یا فرآیند مشخص را فعال کنند.
ژئوفنسینگ چه کاربردی در تحقیقات بازاریابی دارد؟
ژئوفنسینگ میتواند برای شناسایی زمان و مکان مراجعه مشتری، تعداد دفعات مراجعه، مدت حضور و فعالسازی نظرسنجی در زمان نزدیک به تجربه استفاده شود. این دادهها در کنار اطلاعات پرسشنامه و رفتار خرید میتوانند شناخت دقیقتری از رفتار مشتری ایجاد کنند.
نظرسنجی ژئوفنسینگ چیست؟
Geofencing Survey نوعی طراحی جمعآوری داده است که در آن ورود یا خروج پاسخدهنده از یک محدوده جغرافیایی میتواند Trigger ارسال یا نمایش پرسشنامه باشد. هدف اصلی آن دریافت بازخورد در زمانی است که تجربه مشتری هنوز تازه و وابستگی پاسخ به حافظه کمتر است.
آیا ژئوفنسینگ حریم خصوصی کاربران را نقض میکند؟
خود فناوری الزاماً به معنی نقض حریم خصوصی نیست، اما Location Tracking میتواند دادههای بسیار حساسی ایجاد کند. شفافیت درباره نوع داده جمعآوریشده، هدف استفاده از داده، رضایت آگاهانه پاسخدهنده، محرمانگی و محدودکردن استفاده از داده به هدف پژوهش از اصول اساسی طراحی مسئولانه چنین مطالعاتی هستند.
آیا ژئوفنسینگ جایگزین تحقیقات بازار و نظرسنجی سنتی میشود؟
خیر. ژئوفنسینگ بیشتر یک فناوری مکمل برای جمعآوری داده رفتاری و Contextual است. برای شناخت نگرش، انگیزه، رضایت و علت رفتار همچنان به پرسشنامه، مصاحبه، داده تراکنش و سایر روشهای تحقیقات بازاریابی نیاز است. رویکرد Hybrid معمولاً تصویر کاملتری از رفتار مشتری ایجاد میکند.
منبع اصلی مقاله:
Joseph F. Hair Jr., Mary F. Wolfinbarger, David J. Ortinau — *Essentials of Marketing Research*







